محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
50
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
اشبيليه حوزههاى درسى لاتينى و عربى تشكيل داد و فرمان داد برخى مالياتها را از كسانى كه در اين حوزهها شركت مىكنند بردارند . كافى است براى بيان روحيه تسامح و مدارايى كه ميان دو ملت مسلمان و مسيحى وجود داشت به احتراماتى كه پادشاه مسلمان غرناطه در مراسم وفات سان فرناند و به جاى آورد اشاره كنيم . آنگاه كه در سال 1260 م جمعى از دليرمردان حاشيه خود را با صد تن از مسلمانان به مجلس بزرگداشت او در كليساى بزرگ اشبيليه فرستاد . آنان نيز همراه با بسيارى ديگر شمعهاى سفيد افروخته به دست گرفتند . يا در خلال فتح غرناطه ، در عصر آن دو پادشاه كاتوليكى كه بايد آن را عصر عظيم تاريخ ما ناميد قساوت با بطولت درآميخته بود و در اثر سياست حكيمانه آن دو بسيارى از اماكن به دست مسيحيان افتاد . چون مغلوبين دروازههاى شهر را به روى فاتحان مىگشودند همگان مشمول انواع رحمت مىشدند و حال آنكه اگر تا پايان مقاومت مىكردند همه را به اسارت مىبردند و به بردگى مىفروختند » . « 7 » پادشاهان قشتاله مدتها باشندگان را در زير چتر حمايت خود داشتند . از پارهاى از اسناد به دست آمده برمىآيد كه طوايف بزرگى از ايشان تا قرن پانزدهم در انحاء مختلف اسپانياى مسيحى دين و زبان و سنن و مراسم خويش را همچنان حفظ كرده بودند « 8 » . اما دستگاه پاپ همچنان راه خود را پى مىگرفت و همه كوشش او آن بود كه
--> ( 7 ) . . 41 31 . P ) 7581 dirdaM ( anapsE ed socsiroM sol ed laicoS noicidnoC : renaJ oicerolF ( 8 ) . خاورشناس درنبور صورت سندى را به زبان عربى اسپانيائى مورخ به سال 1312 م منتشر كرده به عنوان : . 2131 eenna'l ed ebarA onapsiH etrahc enU كه در آن جماعتى از باشندگان ساكن ناوار با رئيس بيمارستان يوهان اورشليم مسيحى قراردادى بستهاند كه وظايف هر دو طرف در آن معين شده است و مقرر گرديده كه مسلمانان چه چيزهايى بايد به بيمارستان بپردازند . اين سند مهردون بطره غرسيس پادشاه نبره ( ناوار ) و تاريخ هجدهم ماه فوريه سال 711 هجرى برابر با سال 1311 ميلادى را در ذيل خود دارد . جمعى نيز از مسلمانان مدجن بر آن مهر نهادهاند . از ركاكت عبارات برمىآيد كه مسلمانان اين منطقه كمكم زبان عربى را از ياد مىبرند و حيثيت و كيان اجتماعى خود و امتيازات قديم خويش را از دست مىدهند .